|
با زخم حنجره عشق را زیر دشنه صدا زدیم
با زخم حنجره
عشق را
زیر دشنه صدا زدیم
آنگاه
شهرم را حصاری کشیدند
از تانک و زره پوش
و بر دهان یارانم لگام سکوت زدند
تا عشق را دوباره نخوانند
به رویارویی نفرت
در شب نامه ها بنویسید:
در شب نامه ها بنویسید:
تا قراولان شب بدانند
این خشم سرخ
که از دامنه کوهسار
به گونه بهمن
جاریست
خون شهیدان کردستان است
قراولان
به سوی خانه های خالی شهرم نشانه میروند
و مردان
چون صخره های محکم
در کوهستان
تفنگها را آماده نبرد دوباره می کنند
آی دشمن
آی دشمن مپندار کردستان را
از رویش مردان رزم عقیم کرده ای
کردستان
این سرزمین زخم و حماسه
از هفت خوان تاریخ گذشته است
برای تو ای سزمین آتش
ای بمب خفته
دشمن هزار توطئه در آستین خیانت دارد
بگو شیر زادگان آماده باشند
بگو پلنگهای کوهستان نخوابند
روباهان
از پیچ راه کوره ها می آیند
آنان می آیند
با توبره های خالی
و خاک سبز تو را
به آخور اسبان فربه پروار می ریزند
بگو سنگر ها را از عشق و ترانه پر کنند
من با شعرم به ستیزه بر میخیزم
من با شعرم به ستیزه بر میخزم
هر واژه را گلوله وار
در سینه ی سیاهشان شلیک میکنم
تو با تفنگت برخیز
رفیق پیشمرگ
و شب را چنان شکار کن
که دیگر هرگز نتواند برخیزد
برای تو ای سرزمین محبوب
لشکر لشکر
آماده کرده اند
لیکن غمت مباد
خاک تو را برای آنان گورستان خواهیم کرد
خاک تو را برای آنان گورستان خواهیم کرد
ج_ آبیدر_ مرداد 1358
سایت افق انقلاب
|