|
شعر یک
ترانه انقلابی از تریسی چاپمن
صبحت از یک انقلابه
نمیدونی تو؟!
اونا دارن از یه انقلاب حرف میزنن
انگار پچ پچ می کنن
خبر نداری؟!
تا وقتی تو صف ها کوپنن
وقتی جلو در اعانه خونه ها داد میزنن
وقتی تو صف هابی بیکاری معطلن
وقتی میخوان با هم یه قدم جلوتر برن
فقیر فقرا رو میگم
دارن بر می خیزن
تا سهمشون رو "به دست" بگیرن
آدمای بی چیز دارن بر می خیزن و
اونچه رو مال خودشونه میگیرن
کجای کاری؟
بهتره بزنی به چاک
با توام، بهتره بزنی به چاک
آخه قانونا دارن عوض میشن
صحبت از یه انقلابه!
|